صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
136
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
آمدهاند ؛ چرا كه ذائقههاى آنان تخدير شده و قلبهاشان مريض است و ذاتشان از سوى درك صحيح حقائق منحرف شده است ؛ چون مستى عالم طبيعت و سحر عالم اجسام و وسوسههاى شيطان بر آنان چيره شده و قواى وهم و خيال بر آنان سوار گشتهاند و اشياء را بر خلاف آنچه كه تحقّق دارند به آنان مىنمايانند . اينان تاريكى را روشنائى و وحشت را انس ، و باطل را حق ، و ناهمگون را همگون ، و شر را خير ، و ناخوشايند را لذيذ ، انگارند ؛ و در تمامى امور باطل دنيوى برينسان باشند ، همچنانكه در امور اخروى عكس اين معانى بر آنان صادق باشد ؛ تا آنجا كه حق تعالى - كه پيش اهل سلامت و نيكان از انبياء و اولياء و عرفاء و حكماء زيباترين چيزها و برترين آنهاست - نزد اين ناقصان و فاجران منافق ، ناهماهنگترين بشمار آيد . و اين كسان را زبان حال در قيامت چنين باشد : اى نوش لبان چو زهر نابى بر من * وى راحت ديگران عذابى بر من نتيجه : پس انسان هشيار از آنچه گفته شد بيقين داند دانشى كه بدان حقيقت انسانى به كمال رسد و خاصيّت مخصوص او - كه با داشتن آن بر ديگر همگنان برترى يافته است - تحقّق پذيرد ، دانشى است كه مربوط به امور الهى و معارف ربانى و توحيد و مبدء و معاد است ، و چگونگى خلقت و علم به نبوات ، و فرستادن پيامبران و كتابهاى آسمانى و ملاقات با ملك حامل وحى و چگونگى وحى و الهام و علم به حوادث جزئى و غيبها و آشنائى به راه آخرت و احوال قيامت و حشر جسمانى كه نعمتهاى سعداء و عذاب اشقياء در اين دو است . علومى كه نفس انسانى بدانها كمال يابد اينها هستند ، البته اين كمال بحسب بخش نظرى نفس است كه همراه او جاودانه مىماند نه بحسب بخش عملى كه بهنگام رحيل از دنيا زائل شود ؛ و ديگر دانشهائى كه به چگونگى نفس ارتباط دارند اين درجه را دارا نيستند ، بلكه نياز به آنها صرفا از نظر اصلاح امر زندگى دنياست ، بطورى كه مزاحم هدفهاى اخروى نباشد .